تبليغاتX
ماجراهای گاگول... - عادتهای گاگولانه...!!

ماجراهای گاگول...

گاگول همیشه از دیدنتون خوشحال میشه...

عادتهای گاگولانه...!!

 

 

اصولا آدمیزاد زود به همه چی عادت میکنه و این عادتها میشن جز زندگیو خیلی سخت میشه تغییرشون داد.نمونه اش خود من تا هفت سالگی پستونک میخوردم. بیچاره آبجی گاگوله از دست من عاصی بود اون موقع کوچولو بود و مثله همه بچه های یکی دو ساله علاقه وافری به پستونکش داشت.منم پستونک دوست داشتم اما خوب بابام میگفت : دیگه گاگوله بزرگی شدی مدرسه میری نباید پستونک بخوری..دهنت خراب میشه لب و لوچه ات کج میشه.

 

برای همینم وقتی آبجی گاگوله رو تنها گیر می آوردم با جهد وتلاش بسیار پستونکشو از حلقومش میکشیدم بیرون .

اما ناقلا از اولش بچه زرنگی بود .همچین پستونکشو محکم نگه میداشت که من ازش نگیرم اما من راهشو پیدا کرده بودم با یه دستم دماغشو نگه میداشتم اونوقت مجبور میشد با دهن نفس بکشه وبه راحتی با دست دیگه ام پستونکشو بر میداشتم.

اون موقعه ها بابام فکر میکرد چون من گاگولم از این عادتای عجیب وغریب دارم آخه هیچ بچه ای تا هفت سالگی پستونک نمیخورد.

خلاصه با هر بدبختی بود این عادت از سر من افتاد و بعد از ترک عادت فهمیدم که عادتهای گاگولانه من شرف داره به بعضی عادتای مردم و در مقابله اونا پادشاست.

 

یه پسره رو میشناختم شبا وقتی میخواست بخوابه دستشو میکرد تو یقه مامانشو میخوابید!!!

هیچ کسم نبود بهش بگه : آخه سر به لحد بزاری این چه طرز خوابیدنه؟؟؟اگه خوابت نمیبره پتوتو گاز بگیر بالشتو بغل کن این بی ناموسیا چیه به بار میاری؟

 

خداروشکر که این مایه ننگ با ما نسبتی نداشت.هروقت می دیدمش چندشم می شد. خدا خدا میکردم همه رو به چشم خواهر مادری نگا نکنه...

تا 15 سالگی این عادتو داشت نمیدونم ننه باباش چه تدبیری اندیشیدن که عادتشو ترک کرد.من همیشه نگرانش بودم اگه همینجوری ادامه میداد واقعا مایه شرمساری بود ...مرده گنده دو سه ساله دیگه باید میرفت سربازی .فکر کنم مجبور میشد خانم والده رو هم با خودش ببره پادگان...

 

خلاصه کلام اینکه درسته که میگن: .<< ترک عادت موجب مرض است>> اما آدم سرطان بگیره بهتر ازاینه که از این عادتای عجق وجق داشته باشه...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 2:6  توسط گاگول  |