گاگول به خانه بخت میرود
امان از اين خونه بخت و خريدن جهيزيه كه تمومي نداره...
در طول اين 24 سال ما همه جور خونه اي رفته بوديم الا خونه بخت ،از خونه عمو وعمه گرفته تا خاله و دايي و دوست وآشنا.! دروغ چرا؟ آدم آخرش تو يه وجب جا ميخواد بخوابه ،يه چند باري بخت اومده بود خونه ما ،اما ما تا حالا خونش نرفته بوديم!
اصلا نميدونستيم چي كار بايد بكنيم ؟ چي بپوشيم؟چي ببريم؟ خلاصه پس از بررسي هاي گاگولانه،كاشف به عمل اومد كه بايد جهزيه بخريم. مناطق 22گانه تهران كه سهله،كيش و قشم و بندر عباس و بندر غير عباس وتنب كوچك و بزرگ و... گاگولوار گشتيم تا وسايل مورد نظرو خريديم.خريدن كليه وسايل وحمل و نقلشون يه طرف،خريد اجاق گازو انتقالش به خونه بخت هم به يه طرف!
گاگول خان بخت برگشته وبرادر بيچاره اش كه هر كدوم داراي 2متر قد و1متر عرض هستند و سابقه كشداري در امر ورزش باستاني دارند، 5ساعت طول كشيد تا اين گازو بيارن بالا.
چه بالا آوردني! مسلمون نبينه كافر نشنوه. گاز اومد بالا ،اون روي گاگول خان هم اومد بالا ،كاردش ميزدي خونش در نمي اومد. قيافه اش يه جوري بود،عوض شده بود، انگار يكي با
ماهي تابه محكم زده بود توي صورتش! اون قيافه رو هركي مي ديد ريسه ميرفت منكه ديگه جاي خود دارم.
گاگول خان و برادرشو با ابعاد مذكور تصور كنين كه دارن گازو با مشقت ميكشن به هنشون و ميارن بالا! گاگول خان پايين پله ها و برادرش بالاي پله ها. به علت تنگي راه پله و سنگيني گاز،در هر پاگرد ، كله گاگول خان همانند واشر مابين ديوار و گاز جهت جلوگيري از سائيدگي و خط انداختن گاز روي ديوار عمل ميكرد!
شدت فشار وارده به قدري زياد بود كه كله گرد گاگول خان به
CD فشرده تبديل شده بود. دردسرتون ندم ، بالاخره يعد از مدتي مديد كله مبارك گاگول خان با تلاش و مالش و ورزش به حالت اول برگشت اما حالا من دارم براي سال ديگه و اسباب كشي ديگه غصه ميخورم كه به قول معروف: دوباره همين آشه و همين كاسه...
