گاگول و ون سواری!
خدا پدر و مادر شهرداري رو بيامرزه كه اين وسايل نقليه جديد رو به شهر تزريق كرد. البته خبر نداشت كه تزريقات معمولا وريدي انجام میشه
تا قبل از اين تزريقات مفيد به ماتحت شهر من همه وسايل رو امتحان كرده بودم ،از الاغ های
امامزاده داودو درشكه هاي ميدون شاه اصفهان گرفته تا اتوبوس و تاكسي .اما هيچ كدوم به گاگولانگيه ماده تزريقي ون نيست.البته نميشه مزاياي ون رو ناديده گرفت از جمله اينكه مثل ميني بوس و اتوبوس جايي براي ايستادن نداره و در نتيجه حريم خصوصي افراد كاملا رعايت شده و جايي هم براي انگشت زدن به ديگران و در نتيجه انگولك حريم خصوصي باقي نميمونه...
اما يه مزيت داره كه به همه چي مي ارزه .وقتي ميخواستم به سلامتي وميمنت بعداز
اولين باري كه سوار ون تزريقي شد مو داشتم روي فضا سير ميكردمو همه داشتن منو به هم نشون ميدادن و بهم ميگفتن كه گاگول هم سوار ون شد ،به ناگاه كله مبارك با شتابي شگرف آنچنان به سقف كوبيده شد كه جد وآباد م جلوي چشمام رژه رفتن ومن تا چند دقيقه از ارتشي كه از فك و فاميلم تشكيل شده بود سان ديدم...بعد كه حالم جا اومد براي اينكه ثابت كنم خيلي دردم نيومده به اجبار يه لبخند تحويل دادم و پياده شدم و بقيه كرايه رو هم بخشيدم تا زودتر از جلوي چشمم بره كه دوتا فحش پدر مادر دار نثارش كنم.
احتمالا به نظر بعضيا مزيت كه نداره هيچ عيب هم داره ولي اشتباهتون همين جاست ،مسئولين تزريقات كلي بررسي كردن و ديدن كه شادي ونشاط در سطح كلان شهر تهران كاهش پيدا كرده و همه به پرو پاچه هم ميپيچن و انعام بچه ها هم يادشون ميره در نتيجه همه مغزشونو روي طراحي ون پياده كردن به طوريكه حتي يك نفر هم نميتونه قسر در بره...با اين تدبير ،شايعه فرار مغزها هم پايان گرفت....
به قوله قدیمیا:
دره دروازه رو میشه بست اما دهنه مردمو نمیشه بست.
