تبليغاتX
ماجراهای گاگول...

ماجراهای گاگول...

گاگول همیشه از دیدنتون خوشحال میشه...

گاگول خان بزهکار میشود...

 

از نظر عوام بزهکار شدن شاخ ودم داره.یعنی فکر میکنن حتما باید پدر ومادر طرف دزدوقاچاقچی باشن یا از هم طلاق گرفته باشن یا روزی صدهزار بار جدوآباد همدیگرو توگور بلرزونن وفحش وفضیحت بدن تا بچشون قطعا خلاف از آب دربیاد.

اما این قضیه همیشه هم صدق نمیکنه.نمونه حی وحاضرش همین گاگول خان .از یه خونواده آبروداره تا همین چند شبه پیش از بغل کلانتری عبورهم نکرده بود چه برسه که یه شب هم اونجا بخوابه!

اما خوب حالا دیگه سابقه دار شده .به قول معروف قبحش ریخته .خدا از سر تقصیرات باعث وبانیش نگذره که پای این مرد دسته گل رو به کلانتری باز کرد وآژان وآژان کشی تو محله راه انداخت.

قضیه از این قراره که چند شب پیش گاگول خان طبق معمول خسته وکوفته از سر کار برگشت خونه ویه راست رفت تو تختخوابش ولو شد که بخوابه اتفاقا خیلی زود هم خوابش برد .تا اینکه ساعت ۱۲ شب با صدای بوق انکرالاصوات یه پیکان جوانان گوجه ای از خواب پرید اولش ترسیده بود ازبس هول کرده بود چند دقیقه ای پاش میخورد به سقف بعد شروع کرد به دویدن دور اتاق آخرشم یه تبخال گنده از گوشه لبش زد بیرون .<<گل بود به سبزه نیز آراسته شد>>

یه کم که حالش جا اومد ودید این یارو ول کن معامله نیست ویه بند بوق میزنه رفت سر یخچال و یه تخم مرغ برداشت ونثار سروکله منگوله اون یارو کرد و دوباره اومد ولوشد وخوابید .هنوز چشماش گرم نشده بود که صدای آژیر ماشین پلیس توی کوچه طنین انداز شد وخوابشو پریشون کرد.

دردسرتون ندم نزدیک بود زنگ همه خونه ها روبزنن همه  رو زابرا کنن وازخوب بی خواب.که رگ جونمردیه گاگول خان گل کردو رفت پایین وبه پلیس گفت که رها کردن تخم مرغ از طبقه سوم روی سر یارو کار خودش بوده .اعتراف کردن همانا و تا ساعت ۳ صبح تو کلانتری موندن همانا و خشک شدن تخم مرغ و بو گرفتن کله مرتیکه دست به بوق همانا.

خلاصه پلیس که میبینه گاگول خان سابقه کیفری وکافری نداشته و بچه پاستوریزست از شاکی رضایت میگیره وگاگول خان وآزاد میکنه و میفرسته به آغوش خانواده که با اسفندو گوسفند ازش استقبال کنن.

گاگول خان بیچاره فکر میکرد اگه تخم مرغ وپرت کنه از ادامه بوق زدن جلوگیری میکنه و تا صبح راحت میخوابه غافل از اینکه یه تخم مرغ کوچولو تا صبح مجبورش کرد بیدار بمونه .حالا که قضیه به خیر گذشته روزی صدهزار بار خداروشکر مبکنم که گاگول خان تو اون حالت خلسه وخواب وبیداری هندونه ای خربزه ای قابلمه آشی سطل ماستی رو سر یارو پرت نکرد .

القصه این ماجرا که ختم به خیرشد اما واقعا این مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان و دو جداره کردن پنجره ها واقعا چیزه خوبیه حداقلش اینه که سالانه توی مصرف تخم مرغ کلی صرفه جویی میشه...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 21:45  توسط گاگول  |